Clicky

مجموعه داستان شغل من قسمت پانزدهم - کار با اتریش

اتریش یک روز که حسابی مشغول کار بودم دیدم یک ایمیل برام اومد که نوشته بود برای یک پروژه علاقمند هستند باهام همکاری کنند و شماره موبایلم رو خواسته بود که تماس بگیره اول میخواستم رد کنم بعد دیدم زیر ایمیل نوشته Graz-Austria منم از اونجایی که حسابی توی جغرافی ضعیفم و اسامی کشور‌ها رو هم اون زمان بلد نبودم فکر کردم از استرالیاست و برام جالب شد در جواب ایمیل …
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت چهاردهم - سنت کباب و دوغ

کباب وقتی به کاشان رسیدم بابام هم رسیده بود و جاتون خالی با هم رفتیم یه کبابی درجه یک که بابام همیشه ما رو می‌برد. اینبارم رفتیم کبابی مذکور هم کباب عالی داشت و هم دوغ و ماستش درجه یک بود خلاصه که یه کباب مشت زدیم و راه افتادیم سمت خونه. توی چشمای بابام میدیدم که چقدر خوشحاله از این که من کار پیدا کردم و همینطور بعد از …
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت سیزدهم - کوهنوردی در یزد

کوه‌نوردی روز دوم هم به پایان رسید و شب رفتم توی اتاقم و مشغول جستجو برای پیشبرد کار بودم و البته طبق معمول چک کردن اخبار فناوری که یکی از اصلی ترین عادت‌هام شده بود. یادمه درگیر یه موضوعی شدم و میخواستم یه چیزی رو تست کنم و ساعت 12 بود که مدیر شرکت زنگ زد و بعد از سلام و احوال پرسی با ادبیات مخصوص به خودش گفت - …
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت دوازدهم - صبحانه

صبحانه یه استراحت کوتاهی کردم که دیدم در می‌زنند. رفتم جلوی در دیدم همون آقای خوش تیپ با مو‌های جو گندمی اومده دنبالم آماده شدم و همراهش رفتم توی شرکت یک نفر دیگه هم به تیم اضافه شده بود و رفتیم توی یک اتاق مجزای از رفتر شرکت و همه آماد برای گوش دادن به حرف‌های من نشستند. دلایل زیادی برای استرس داشتم یکی این که اولین بار بود داشتم …
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت یازدهم - آفتاب داغ سایه سرد

یزد مطالب آموزشی رو آماده کرده بودم از مقدمات سی پلاس پلاس تا کیوت و نحوه کار کردن با اون و توقع داشتم خودشون مسلط باشند یه چیز‌هایی رو و من خیلی کارم کمتر باشه در واقع فکر می‌کردم یه سری برنامه‌نویس هستند که احتمالا همه چیز رو بلدند و فقط نیاز هست یه مقدار بهشون سه بعدی رو یاد بدم که تا اون موقع خودم هم خیلی مسلط کار …
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت دهم - سابقه کار

sample3d بعد از وضع قوانین که در قسمت قبل گفتم کار برام سخت تر شده بود یعنی تقریبا کاری نبود هر کاری هم بود پروژه دانشجویی بود. منم بیخیال به مسیرم ادامه دادم تا این که کم کم داشتم سرد می‌شدم و البته توی این مدت صحبت با افراد سمی هم کم روم اثر نگذاشته بود یعنی یه عده آدم بودند که کلی محدودیت برای خودشون چید بودند و اعتقاد …
ادامه مطلب

شروع ماجراجویی

بالاخره وقتش رسید بعد از مدت‌ها توی شرکت های مختلف کار کردن و تجربه‌های مختلفی که داشتم وقتش رسید که مستقل بشم و ماجراجویی خودم رو آغاز بکنم. تجربه‌های تلخ و شیرینی رو از سر گذروندم تجربه کار توی یک شرکت استارتاپی رو داشتم و با چالش‌ها و استرس‌های مخصوص استارتاپ آشنا شدم. تجربه کار ریموت با یک شرکت اتریشی رو داشتم و با نظم و نحوه کار ریموت آشنا …
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت نهم - اولین پروژه

پیله اولین پروژه بعد از مدتی دنبال پروژه گشتن و یاد گرفتن یه پروژه بهم خورد که میخواست یک بازی tetris با همون خونه سازی خودمون رو توسعه بدم و از اونجایی که من مدتی بود داشتم روی کیو ام ال تمرکز می‌کردم بهش گفتم مشکلی نداره با کیو ام ال توسعه بدم؟ گفت نه مشکلی نیست برام عجیب بود که یه پروژه با این مشخصات که هیچ کاری خاصی …
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت هشتم - پیله

بعد از یاد گرفتن وبسایت نویسی و آزادی از شرکت سایت نویسی تصمیم گرفتم یک مقدار جدی تر و با برنامه‌تر برنامه نویسی رو ادامه بدم. تصمیم گرفتم...
ادامه مطلب

مجموعه داستان شغل من قسمت هفتم - وب اپلیکیشن

سید زنگ زد و گفت: «یه شرکت هست نیرو لازم داره من گفتم یکی هست توی دانشگاه کارش خیلی درسته گفت بهش بگو بیاد صحبت کنیم»  منم قبول کردم برم برای صحبت با مدیر شرکتی که سید گفته بود. با یکی دیگه از بچه‌ها هماهنگ کردم و رفتیم اون شرکت برای صحبت و بعد از سلام و احوال پرسی رسیدیم به صحبت در مورد کار و مدیر شرکت این طوری …
ادامه مطلب

جستجو در مقالات

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش